پرونده ی همچنان باز مجموعه داستان ازدواج با یک مجله در بیار حرفه ای

امروز از نشر چشمه تماس گرفتند و گفتند که هرچند کتابم کارت آبی دارد ,یعنی مجوزش صادر شده  اما به خاطر حکمی که گرفته اند  از چاپ کتاب های مجوز گرفته هم معذرورند.

خب ..حال و روز من  که  بعد از سه سال انتظار قابل حدس و قابل پیش بینی ست.لازم است توضیح بیشتری بدهم؟

بعد از شنیدن این خبر چه باید می گفتم؟چه می توانستم بگویم؟چه می توانیم بکنیم؟ در ادامه گفتند که می توانند کتاب و مجوزش را به من بدهند تا بروم و از طریق نشر دیگری منتشرش کنم. راه دوم که-  آنها ابدا پیشنهاد نکردند - و به ذهن خودم رسید این است که: صبر کنم و بروم در صف دیگر نویسنده های کارت آبی دار .

هنوز تصمیم نگرفته ام. مسوولان نشر چشمه در این سه سال چنان مهربان و صبور و فوق العاده بوده اند که کم کم داشتند جزیی از خانواده ام محسوب می شدند. خوش  ندارم بروم بگویم خب کتابم را بدهید ببرم یک جای دیگر .شما هم بمانید و مشکلاتتان همه ی این ها به من چه؟ 

با دوستانی مشورت کرده ام که بیشتر معتقد بوده اند باید کتاب را به نشر دیگری بسپارم اما حقیقتا دست و دلم به فرمان نیست.هنوز دقیقا نمی دانم چه خواهم کرد اما حس می کنم احتمالا عجالتا بنشینم و به کارهای دیگرم برسم.تا شاید به قول آن بزرگ حولی بشود....

  بنشینم و صبر پیش گیرم     دنباله ی کار خویش گیرم.

 

/ 8 نظر / 5 بازدید
جواد توکلی

با سلام همکار عزیز همونطور که میدونید تبادل لینک باعث افزایش بازدید میشه و بالا رفتن پیج رنک در گوگل میشه .سایت ما به تازگی شروع به کار کرده به همین دلیل تمایل داریم که با شما تبادل لینک کنیم لطفا اگر دوست دارید که با ما تبادل لینک کنید انجمن مارو به آدرس www.PCSharp.ir/Forum و با نام "انجمن پی سی شارپ"و سابت اصلی ما رو به آدرس www.PCSharp.ir و با نام "کامپیوتر o برنامه نویسی" لینک کرده و از طریق فرستادن لینک سایت یا وبلاگ خود به همراه نامی که دوست دارید به آدرس ایمیل PCSharpi@pcsharp.ir ما را مطلع کنید تا در اسرع وقت شما را لینک کنیم. با تشکر مدیریت سایت پی سی شارپ.

عادل

امیوارم هرچه زودتر پایان این غصه ها را پای بکوبیم، همه با هم. ضمنا با اجازه لینکتان کردم

آریا

تا به حال هیچ داستانی از شما نخوانده ام و به طور اتفاقی در حالی در جستجوی پیدا کردن مطالبی در مورد خانم مهسا محبعلی بودم به اینجا رسیدم. با این همه باید بگویم که دشمنی با زیبایی، هنر، ادبیات، علوم انسانی، خرد و ویژگیهای ارزشمند انسانی دشمنی دیرینه و آگاهانه است. امیدوارم به زودی مجوز چاپ بگیرید. به قول فردوسی بزرگ "به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم"

آریا

تا به حال هیچ داستانی از شما نخوانده ام و به طور اتفاقی در حالی در جستجوی پیدا کردن مطالبی در مورد خانم مهسا محبعلی بودم به اینجا رسیدم. با این همه باید بگویم که دشمنی با زیبایی، هنر، ادبیات، علوم انسانی، خرد و ویژگیهای ارزشمند انسانی دشمنی دیرینه و آگاهانه است. امیدوارم به زودی مجوز چاپ بگیرید. به قول فردوسی بزرگ "به یزدان که گر ما خرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم"

شماره‌ی آخر

قضیه‌ی نشر چشمه را یک جور دیگر هم می‌شود نگاه کرد و داستانش را نوشت: تعلیق تا دلت بخواهد؛ آدم های خوب: زیاد؛ آدم‌های بد: زیاد و همه رقم؛ تنش و حادثه: زیاد؛ فضا: ماه!؛ قصه‌های فرعی: زیاد و یکی از یکی جذاب‌تر؛ و ... والله تولستوی برای جنگ و صلح‌اش این‌همه مصالح نداشت. حالا چرا این‌ها را این‌جا نوشتم؟ [سوال]