« در یک بعد از نیمه شب» ، ...شارل بودلر : از مجموعه ی گلهای بدی


« عاقبت تنها شدم ...

شقاوت دیدار مردم بپایان آمد و

 اکنون ،

جز وجود خودم ، کس دیگری مایه ی رنجم نخواهد بود. »

/ 4 نظر / 8 بازدید
(رمز)

...دیگران داستان دیگری نقل می کنند.می گویند هیچ دوچیز مشابهی در جهان نمی گنجد،ومی گویند به محض آنکه شاعر شعرش راقرائت کرد همه چیز ناپدید شد،گویی ویران شدوبا آخرین هجای شعر آخرین نشانه های آن هم محو گردید. مسلمن چنین افسانه هایی چیزی بیش از خیالپردازی های ادبی نیست. شاعر برده ی امپراطور بود وچون یک برده مرد؛ سروده ی او دستخوش نسیان شد زیرا مستحق نسیان بود، واخلاف او هنوز می جویند، ونمی یابند، کلمه ای را که عالم را وصف کند.(تمثیل قصر-بورخس)

مهرگان

خلاصه تونستم توی وبگردیهای شبونم پیدات کنم اما با این همه کوچه و پس کوچه نمی دونم چه جوری راه خونه مو پیدا کنم.سلام. صفحه ی خوبی داری با تنوع موضوعات.لذت بردم.دوباره برمی گردم. با آرزوی موفقیت. دعوتی به...آن زمان که سیگار نبود شاعران از دست دنیا چه می کشیدند؟