تکه ای از نمایشنامه مرغ دریایی/ چخوف/ترجمه ناهید کاشی چی.

نینا: چه می نویسید؟

تریگورین: همین طوری می نویسم ...سوژه ای به فکرم رسیده موضوعی برای یک داستان کوتاه: در ساحل دریاچه ای دختر جوانی زندگی می کند. درست مانند شما. او مانند مرغ دریایی دریاچه را دوست دارد و مانند مرغ دریایی خوشبخت و آزاد است. ولی ناگهان یک نفر به آنجا آمد..او را دید و از فرط بیکاری مانند این مرغ دریایی او را هلاک کرد.

                                                    سکوت

/ 2 نظر / 13 بازدید
محسن فرجی

سلام ناتاشا جان.خیلی ممنون از لطفت.امیدوارم مجموعه‌إات به سرانجامی خوش برسه.من هم در خدمتم.بابت دعوتت هم خیلی ممنون.اگر فرصت و سعادت نصیب مون بشه ، آوار خواهیم شد!

ناهید کاشی چی

ناتاشای عزیز ! با سلام و تشکر . از وبلاگ زیبایتان و از فضایی که از آمیزش کلام و موسیقی ساخته اید بسیار لذت بردم . موفق باشید و همیشه پر تلاش . با احترام ناهید کاشی چی