فردا شهریار , فردا.

 

دو سال است که این نمایشنامه به شکل های مختلف در می آید  و لباس های متفاوت می پوشد. و مدام به شکل های مختلف برایم ادا و شکلک در می آورد که هنوز ناقص است . هنوز کار دارد و آخرش هم یک شیشکی می رود . دمش را روی کولش می گذارد و خداحافظ . . با یک جرقه ی ساده اما چند روز است با هم کنار می آییم. همکاری می کنیم و پابه پای هم کامل می شویم.

و بالاخره امروز کار ناتمام به پایان رسید.

نمایشنامه ی : فردا شهریار. فردا.

 

/ 2 نظر / 21 بازدید
م.ب .....

سلام ناتاشاي عزيز هرچند دير اما سرانجام وبلاگت را كه پنجره ايست به سمت دنياي پر رمز وراز خيالت پيدا كردم .حتما بازهم ميايم .توهم از نوشته هايت كه فكر ميكني به پيرمرها ميخوره خبرم كن ....

محبوبه

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو... حتما قشنگ میشود امسال حال تو.. با آن زبان فاخر و ایرانی اصیل.. فرخنده باد روز و شب و ماه و سال تو سال نو مبارک [ماچ]