جای چشمه در این برهوت اما سبز است

سخن روز :

در روز سیزده اردیبهشت روزبه کیائیان
 

 

 

 

من به نحسی سیزده اعتقاد ندارم.

از سال ۱۳۷۷ در نشرچشمه کار می‌کنم، یعنی سیزده سال. سیزده سال است که من مسئول فروش نشرچشمه هستم. سیزده سال من مسئول غرفه‌ی نشرچشمه در نمایشگاه کتاب تهران بودم.

توی تمام این سیزده ‌سال، همیشه روز سیزدهم اردیبهشت توی غرفه‌ی نشرچشمه بودم. بعد از این‌همه سال‌، این اولین‌باری است که نشرچشمه در نمایشگاه نیست. و این اولین سیزده اردیبهشتی است که من به‌جای بودن در غرفه‌ی نشرچشمه، پشت میز کارم می‌نشینم و به‌جای کارهایی که در تمام این سال‌ها توی این تاریخ خاص انجام می‌دادم، به این فکر می‌کنم که با انبوه کتاب‌هایی که برای نمایشگاه امسال تدارک دیده شده، چه ‌باید کرد؟!

شاید بشود به‌جای آجر با این کتاب‌ها قلعه‌ای ساخت و بر روی بلندترین باروی آن ایستاد و به‌ اطراف نگاه کرد یا شاید هم بشود...

اما نه، من با کتاب‌ها قلعه نخواهم ساخت، اما به دشت‌های پرگل اطراف این قلعه‌ی خیالی خواهم اندیشید و به گل‌های رنگارنگی که در باد می‌رقصند و به عطرشان هم.

امسال برای اولین‌بار من، به بازدیدکنندگان نمایشگاه کتاب اضافه می‌شوم. اتفاقی که درست سیزده سال به علت حاضر بودنم در غرفه‌ی نشرچشمه، رخ نداد.

«جای نشرچشمه در نمایشگاه کتاب امسال فراوان خالی است، اما عطر گل‌های رنگارنگ دشت‌هایش، همواره و همیشه و همه‌جا، جاری است.»

/ 1 نظر / 22 بازدید
مهرانم

درست میشه.بعد از هر تلخی شادی میاد.میاد مطمئن باش