من از نمایش آدامس خوشم آمد .چرا؟

 

امروز روز اول جشنواره استانی گیلان بود و من نیم ساعتی ست که از نمایش افتتاحیه جشنواره برگشته ام و عمیقا دلم می خواهد  چهار خطی در مورد نمایش آدامس بنویسم. هرچند که مجال کوتاه است و تا شروع نمایش بعدی فرصت چندانی نیست.

آندره برتون دستورالعمل نویسندگی در مکتب سورالیسم را چنین بیان می کند:

در نقطه ای بنشینید که کاملا برای تمرکز افکارتان مساعد باشد . آنگاه قلم به دست بگیرید.به هنر خودتان و هنرهای دیگران فکر نکنید و آنها را فراموش کنید. پیش خودتان فکر کنید که ادبیات یکی از راههای خطرناکی ست که انسان را به همه جا می کشاند بی آنکه پیشاپیش موضوعی را در نظر داشته باشید. به سرعت شروع به نوشتن کنید بدون توقف و با چنان سرعتی بنویسد که فرصت دوباره خواندن آنچه نوشته اید را نداشته باشید.جمله ی اول خود به خود خواهد آمد و به دنبال آن جملات دیگری که با عالم شعور ارتباطی ندارند بلکه در اعماق لاشعور در هم فشرده شده اند و فقط منتظر لحظه ای هستند که تظاهر کنند پشت سرهم به طور خودکار روی کاغذ می آیند.

نمایش صبح امروز وحید تقی زاده  بی هیچ گونه تردیدی در همین قالب سوررالیسم می گنجید. اشاره های مدام به خواب ‘ فروید کوتوله شده و دوچرخه سوار که نظریه های او در باب ضمیر ناخوداآگاه به پیدایش این سبک دامن زد ..لباس ها ..رنگها و دکور های وهم آلود و خواب زده  و ...این ظن را هر لحظه تقویت می کرد .آدامس نمایشی بود که از  بازی های نه چندان قوی. بیان های نه خیلی خوب. جملات جویده و...رنج می برد. در این چند خط نوشتار به هیچ وجه اشاره ای به بازی ها نمی کنم. چون می دانم صحنه صحنه ی تجربه است و همه ما بالاخره باید از جایی شروع کنیم و بچه های این کار تمام توان خود و تجربه کمشان را به کار بستند تا شاهد رضایت را در آغوش بگیرند و مطمینم که خودشان هم ار ارایه بازی ها چندان راضی و مغرور  نیستند . اما و چندین اما...پس از دیدن کارهایی که در آنها تمام محوریت و جذابیت و زیبایی کار بر توانایی بازیگران قوی می چرخد دیدن چنین کاری دوباره به کارگردانها و نویسندگان یا دآوری می کند که فکر ...جستجو...پویایی ...شور و جسارت تجربه نیز چیز خوبی ست. او به عنوان نویسنده و کارگردان اثر با امکانات بسیار بسیار بسیار باز هم بسیار محدودی که داشت از پس سبک کاری ای که مد نظرش بود از ابتدا تا کمی نزدیک به انتها بر آمد . وحید تقی زاده سورریالیسم را می شناسد.کاملا مشخص است که در این زمینه مطالعه دارد و می داند که از کارش چه می خواهد. می داند در مورد چه می نویسد و برای چه کاری میزانسن می دهد و احتمالا طراحی لباس و دکور می کند (متاسفانه بروشور نمایش به دستم نرسید ). نمی دانم در انتقال مفاهیم این چنینی به عواملش دچار چه مشکلاتی شده چون بر کسی پوشیده نیست که به صحنه آوردن کاری مثل آدامس در استانی مثل گیلان با مخاطب هایی بی نهایت شکل گرفته و کمتر قابل انعطاف با سلیقه هایی که تا سر حد ملال خلاصه  شده اند تا چه حد جسورانه است. من از دیدن کار آدامس خسته نشدم. اصلا نفهمیدم این هفتاد  دقیقه چطور گذشت. از صمیم قلب برای وحید تقی زاده آرزوی موفقیت های بیشتر می کنم و مطمینم که کارهای بعدی اش را از دست نخواهم داد . امیدوارم بازیگران خوب و قوی  دو ویژگی را به دیگر خصایص خوبشان اضافه کنند . اول اینکه عادت کنند کمی و در ساعاتی از روز کتاب به دست بگیرند و دوم اینکه  یاد بگیرند سلیقه های شخصی خود را داشته باشند و تنها به کارگردانهایی که خود را ثابت کرده اند و تا حد زیادی هم شکل گرفته اند بسنده نکنند. کار با وحید تقی زاده که در جستجوی من خودش ذهن خودش و ضمیرنا خودآگاه خویش است  حتما شیرینی هایی خواهد داشت که در جاهای دیگر نخواهند یافت.

همه می دانند که سوررالیسم صدای اعتراض نسل جوان بر ابتذال ادبیات و فلسفه بعد از جنگ و سفارشی شدن این دو در جهت سرمایه بود.من صدای اعتراض وحید تقی زاده را سالها بعد در سالن نمایش لنگرود شنیدم . تشنه ی حقیقت بودن وحید تقی زاده در این کار  به شکلی ناامیدانه اما منتظر و چشم به راه دیده می شود و این چشم به راهی خوب است حتی اگر تا هنگام مرگ یا در آستانه ی بیدار شدن از کابوس مرگ باشد. مطمینا بودن ممیزی و مسایلی که همه ی ما با آن در گیریم امکان خلق بعضی لحظات و آن ها را چه در هنگام نوشتن و چه در هنگام کارگردانی از او گرفته اما خب همین چشم به راهی هم خوب است.

 در پایان اینکه من وحید تقی زاده را همین امروز برای اولین بار و روی صحنه دیدم  و صدایش را شنیدم .جالب تر اینکه  دیروز از هر که می پرسیدم او کیست؟ می گفتند ای بابا ! آهنگساز نمایش خودت : بگو نقطه سر خط . نامردمی ست اگر دوستان بین این نوشته و آن مساله کم ترین ارتباطی ببینند.

/ 1 نظر / 73 بازدید
مائده

سلام وبلاگ خوب و پرمحتوايي داريد ممنون كه وقت ميذاريد و اين مطالب رو مينويسيد. من دانشجوي رشته گارگرداني هستم و استادمون گفته يكسري نمايشنامه بخونيم مثل همه پسران من و ميس ژولي و چندتاي ديگه ولي اصلا بيرون گير نمياد!!!!ميخواستم بدونم شما جايي رو يا سايتي رو ميتونيد بهم معرفي كنيد كه بتونم متن اين نمايشنامه ها رو گير بيارم؟؟؟ ممنون ميشم اگه بهم جواب بديد[قلب]