برگرفته از داستانهای 55 کلمه ای ...مترجم : اسدالله امرایی

تقدیر:

وقتی با هم بودیم دعوامان شد و خشم و کتک کاری و پرت کردن توستر به اوج می رسید.فقط همین راه را داشتیم.تن  به تقدیر سپردن:شیر یا خط می انداختیم.شیر ازدواج می کنیم.خط برای همیشه جدا می شویم.سکه در هوا چرخید .تق به زمین افتاد و چرخید تا آرام گرفت.شیر بود. آرام که می گرفت به آن زل زدیم.بعد دوتایی گفتیم: دو به سه؟

 

 

/ 1 نظر / 7 بازدید
مریم

سلام وبلاگ جالبی دارید خوشحال میشوم به ماسربزنید bastan20.persianblog.ir[گل]