پیام روز جهانی تئاتر در سال 2013 میلادی را "داریو فو" نمایشنامه نویس، کارگردان، بازیگر و طراح صحنه 87 ساله و تاثیرگذار ایتالیایی نوشته است.

 

در روزگارانی بسیار پیش از این، صاحبان قدرت که طاقت شان از دست بازیگران «کمدیا دل آرته» تمام شده بود، برای این مشکل راه حلی پیدا کردند؛ اینکه همه آن ها را از کشور اخراج کنند.

امروزه به خاطر وجود بحران «اقتصادی»، بازیگران و گروه های تئاتری برای پیدا کردن مکانی برای اجرای نمایش، برای پیدا کردن سالن های تئاتر و برای پیدا کردن تماشاگران شان دست و پا می زنند. برای همین قانون گذارها هم دیگر چندان دلواپس مشکل کنترل و نظارت بر افرادی که با کنایه و طعنه منظورشان را بیان می کنند، نیستند؛ چون دیگر نه جایی برای بازیگران باقی مانده و نه مخاطبی برای حرف هایشان.
در دوران رنسانس، بر خلاف این روزگار، افرادی که در ایتالیا در راس قدرت بودند، برای کنترل بازیگران _ که مخاطبان زیادی هم داشتند_ با دردسر زیادی روبرو بودند.

می دانیم که بزرگ ترین مهاجرت گروهی بازیگران « کمدیا دل آرته» در قرن ضد اصلاحات رخ داد، در زمانی که از سوی حاکمان وقت فرمان برچیده شدن تمام فضاهای اجرای نمایش داده شد؛ به خصوص در شهر رم، جایی که این بازیگران به اهانت به «شهر مقدس» محکوم شده بودند.
پاپ اینوسنت هفتم (Pope Innocent XII ) تحت فشار مصرانه محافظه کار ترین جناح طرفدار بورژوازی و حامی عمده رو حانیت، در سال 1697 دستور تعطیل شدن تئاتر (Tordinona) را داد؛ مکانی که به اعتقاد اخلاق گرایان بیش ترین تعداد اجراهای شرم آور را به نمایش گذاشته بود.
در همین دوره ضد اصلاحات، کاردینال کارلو بورومئو ( carlo borromeo ) که در شمال ایتالیا فعالیت داشت و خودش را وقف رستگاری کودکان میلان کرده بود. میان هنر به عنوان والاترین شکل تعلیم و تربیت روحانی و «تئاتر» به عنوان مظهر تقدس شکنی و بطالت، خط روشنی کشید.
او در نامه ای خطاب به همکارانش، که من بر اساس حافظه ام بخشی از آن را نقل می کنم، نظرش را کمابیش این طور بیان کرد:
ما به عنوان کسانی که عزم بر ریشه کن کردن علف های هرز شیطانی را داریم، برای در آتش سوزاندن متن هایی که حاوی سخنان شرم آوری هستند و برای پاک کردن آن ها از حافظه مردم، و همچنین برای تعقیب قانونی آن هایی که چنین متن هایی را منتشر و چاپ می کنند، تمام کوشش خود را کرده ایم.
اما چنانکه مشهود است، زمانی که ما در خواب بوده ایم شیطان پنهان کارانه حیله ای تازه را به کار انداخته است.

آنچه که چشم می بیند، چه بسیار در روح نافذتر از آن است که در چنان کتاب هایی می توان خواند! و تا چه اندازه کلامی که با حرکات مناسب همراه شود و بر زبان آید، برای ذهن نوجوان ها و دخترکان جوان مخرب تر از کلمات بی جان چاپ شده در کتاب ها است! پس مقتضی است که در اسرع وقت شهرهایمان را از حضور سازندگان تئاتر نجات دهیم؛ همان کاری که با بدن های تسخیر شده توسط ارواح شریر انجام می دهیم.

به این ترتیب به نظر می رسد تنها راه حل این «بحران» در امید داشتن به سازمان دهی ای (برای مقابله با ) یک « شکار جادوگران» بزرگ دیگر بر علیه ما نهفته باشد! به خصوص بر علیه جوانانی که می خواهند هنر تئاتر را بیاموزند: نسل جدیدی از بازیگران جوان و از وطن رانده شده، کسانی که احتمالا از دل این محدودیت و اضطرار هم، منافذ تصور ناپذیر تازه ای را برای بازنمایی و نمایشگری بیرون می کشند.
/ 4 نظر / 25 بازدید
قربان بهاری

سلام و سال نو مبارک با مجموعه بادبان های برافراشته (صد شعر ، صد شاعر، صد کتاب) به عنوان عیدی وبلاگ اتفاق روی پل در خدمت دوستان و منتظر نظرات ارزشمند شما هستم.

recent2weeks

5 داستان دور پنجم به همراه نقدی بر داستان برگزیده بهترین های دو هفته اخیر

recent2weeks

5 داستان دور پنجم به همراه نقدی بر داستان برگزیده بهترین های دو هفته اخیر

نیل سایمون گیلانی

حیف شد در مورد اینکه هر کس و ناکسی نمایشنامه نویس نیست حتی شما دوست عزیز چیزی ننوشته!