وسوسه ی وبلاگی شدن

 پس از سالها نوشتن با مداد روی کاغذ ..حالا مدتهاست که با این دگمه ها می نویسی...از این نظر هیچ مشکلی نیست..کاملا بهش عادت کردی نه؟...اما بعد از سالها داستان نوشتن و از چیزهایی گفتن که وانمود کردی کسای دیگه می گن نه خود تو..حالا که به یاد می یاری که هیچوقت یک بار هم حتی تو نوجوونیت سعی نکردی خاطره بنویسی و اصلا با این خاطره نوشتن و دل نوشته و این جور چیزها میانه ی خوبی نداشتی حالا بعد از این که این وبلاگ رو باز می کنی اولین سوالی که از خودت می پرسی اینه: چرا بازش کردی؟چی می خوای بنویسی؟

/ 0 نظر / 13 بازدید